هنرمند امروز بايد به رسالت هنري خودش عاشقانه عمل كند
به قلم : سید ™ | ;13:51 | ارسال در تاریخ : شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392

اهل لنگرودم . متولد 10 شهريور 1338 از خانواده اي متوسط و با سواد، در محله ي انزلي محله به دنيا آمدم ، در مدارس صديق علم پهلوي سابق ،مدرسه خيام ، مدرسه مهدوي و مدرسه ي اسلامي دوران تحصيل خود را گذراندم و دانشگاه را در رشت رشته ي مديريت برنامه ريزي آموزشي طي كردم.
در سال 1355 وارد ارتش شدم و در دوران انقلاب به جريان انقلاب پيوستم . و بعد از طي دوران مبارزه در سال 1368 و 1369 وارد دانشگاه شدم .
اولين نمايشنامه ام را در سال 1354 نوشتم با نام دائم الخمر و همون سال اجرا شد و در شهرستان نمايش نامه منتخب شناخته شد . در سالهاي 1357 و 1358 در نمايشنامه هاي خياباني شركت داشتم و بعد از يك دوره در حركت هاي نمايشي ام ركودي بوجود آمد و در سالهاي 1369 و 1370 با بازي در نمايشنامه ي آرش كمانگر به كارگرداني مرحوم مسعود كحالي مقدم وارد دوره ي جديد هنر نمايشي شدم.
و پس از آن بازي در كلبه ي تاريكي به كارگرداني مقدم و در سالهاي بعد شروع دوباره به نمايش نامه نويسي كردم كه اولين آن خانه ي ابدي كه موفقيت زيادي را كسب كرد و تحولي را در تئاتر لنگرود بوجود آورد و در همان سالها اجرا شد در تنها آمفي تئاتر لنگرود كه در كتابخانه ي عمومي فرهنگ و ارشاد واقع بود.
و بعد از آن نمايشنامه انتظار( كه به عنوان اولين نمايشنامه از شهرستان لنگرود در چهاردهمين جشنواره ي فجر انتخاب شد) ، نمايشنامه ي ماهي ، خارگل ، آواز سروش ، مويه بر عشق و در كل 30 نمايشنامه كه 8 تاي آن را در 2 مجموعه با عناوين مويه بر عشق و اسير بند مخالف به چاپ رساندم. حاصل كارهايم 19 ديپلم افتخار و يك تجليل نامه برايم بود.
كار آخرينم نمايشنامه ي خياباني عابر مطرب كه در لاهيجان در جشنواره ي زندان استان گيلان اجرا كردم و نمايشنامه ي شوركات هستم كه به بررسي معضلات اجتماعي مي پردازد.
در فعاليت هنريتان به چه اهدافي مي انديشيد؟
نه نيكان را بد افتادست هرگز
نه بد كردار را فرجام نيكو
بدان رفتند و نيكان هم نمانند
چه ماند؟نام زشت و نام نيكو
هدف هر انسان مربود به شرايت زندگيش ميباشد براي آزادي انديشه و جامعه اي پويا.
چه انديشه و فلسفه اي را در كارتان براي ارتقاع جامعه دنبال ميكنيد؟
جامعه به دنبال راه حل مشكلات خود است و از آنجايي كه رو به مدرنيته مي رود احساس نياز مي كند به يك سري از پارامتر هايي كه از دست داده البته به شكل مدرن خودش از قبيل حفظ روابط ماقبل مدرنيته و بر انگيختن حس احترام و نياز هاي رواني و كلا نياز هايي كه زير سوال مي روند و نيازهايي كه براي برآورده شدنش با بنبست هاي متعدد مواجه اند و هنر مند دخالتي متفكرانه مي كند تا حركتي بوجود آورد
در هنرتان چه سبكي را دنبال مي كنيد و دليل اين انتخاب چيست؟
سبك اكسپرسيون و يا به تصوير كشيدن تخيل و ذهنيت انسان ها ، هر چند در سبك هاي ديگر هم كار مي كنم . علت اين انتخاب اين است كه اذهان مردم متلاطم و مشوش است و درونگرا و اين سبك درونيات مردم را به تصوير ميكشد.
رويكرد مردم به تئاتر چگونه است؟
رويكرد مردم روز به روز كمتر و كمتر مي شود . تئاتر لنگرود 70 سال قدمت دارد كه امروزه مردم نمي توانند تفاوت ها را احساس كنند ،مردم درگير مشكلات مالي خود مي باشند و براي به حركت در آوردن مردم بايد كاري كرد كارستان كه نياز به نبوغ دارد تا مردم منتظر حادثه هنري و فرهنگي باشند.
با كداميك از اساتيد اين هنر و جوانان شهر فعاليت داشته ايد ؟
دوستاني كه در لنگرود با آنها همكاري داشتم آقايان: عابديني، سهيل حسني، صفاريان، زكي پور و مرحوم کحالی مقدم بودند و جواناني كه وارد اين عرصه شده اند، آقايان: بهادري، جوشني و ... مي باشند.
براي مردمي شدن تئاتر چه كارهايي را لازم مي بينيد ؟
براي مردمي شدن تئاتر دو راه حل وجود دارد دولتي و خصوصي. اگر قرار است تئاتر خصوصي و حرفه اي شود بايد كاملا قيد و بند هاي بروكراتيك و بروكراسي هاي اداري و نظارت هاي غير ضروري از روي تئاتر برداشته و كليه ي هنرمندان تئاتر تحت پوشش مالي دولت قرار گيرند.
دولت بايد سالن هاي تئاتر مختلف تاسيس كند و ديد خود را وسيع تر كند و انتقاد پذير باشد و تحت تاثير تئاتر بين المللي تا حدودي كار كند براي مردمي شدن زبان مردمي را بايد آموخت.































